مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
138
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> است وصيحه وناله براي زنان مصيبتزده ممدوح است وبسى آسان است مردن براي زنان نوحهكننده كه از فرط مصيبت چيزى مىگويند . ونيز توان معنى چنين باشد كه آن خبيث از روى جهل وغرور وخمار وسرور از اين صيحه وندبه خرسند وشادخاطر بوده ودر گوش وى چون نواى ساز وطنبور مىخوانده است . وبه روايت صاحب احتجاج بعد از انجام خطبهء شريفه ، ديگر باره به فرمان آن نابكار أهل بيت أطهار را به جاى خود برگرداندند ، ولى يزيد ديد كه مجلس عوض شد وحال سرور ابداً براي كسى باقي نماند . جالسين مجلس باچشم گريان پراكنده شدند . از حرمسراى يزيد نالهكنندهاى همى گفت : « وا حسيناه ! يا قتيل أولاد الأدعياء ! » يزيد همچون مارِ سر ودم كوفته نمىدانست از چه راه خود را نجات دهد . در اينكه اين خطبه ، كرامت بزرگى است ! از حضرت زينب عليها السلام هرگاه كسى به لطايف كلام ودقايق وكنايات واستعارات عربيه به نيروى ذوق سليم وسليقه مستقيم دانا باشد وآنگاه نظر در اين خطبهء شريفه نمايد ، چون آفتاب نيمروز بر أو روشن خواهد شد كه علم ومعرفت صديقهء صغرى زينب كبرى اكتسابى نيست ؛ بلكه مانند علوم أنبيا وأوصيا لدني است ، چه آنكه اين خطبه را بر طريق ارتجال بدون تقدم فكر ورويت مجال مىنمايد كه از افراد خليقت سر بزند ؛ مگر كسى كه مقام عصمت را دارا باشد يا كسىكه قريب به آن مقام ورتبت باشد ونفس نورانيت عليا مخدره زينب چنان بر نفس نكوهيدهء يزيد در حال خطبه خواندن غلبه كرد كه در بالاى تخت خود كوچكترين حركتي نشان نداد . تا اينكه آن مخدره تا حدى كه مىخواست وچندانكه از مناقب آل محمّد وبقاى دولت وآثار ايشان تا دامنهء قيامت واز مثالب بنى اميّه واخبار از زوال ملك ايشان وگرفتارى آنها به أنواع نكال وعذاب در دنيا وآخرت باكمال فصاحت وبلاغت وقهر وغلبه واستيلا بيان فرمود ويزيد وجلساى أو را آن نيرو وجرأت دست نداد كه سخن در دهان آن مخدره بشكنند ويزيد همى بشنيد آن كلمات بلاغت آيات را كه در هريك هزاران نيزه وخنجر وتير مسموم بود براي جگر أو اگر توانستى از آن آتش بغض وكين كه در دل داشتى البتة رشتهء كلام آن مخدره را قطع مىنمودى ؛ ولو موجب تباهى أو بشود ؛ ولى آن جمله را بر گردن گرفتى ومهر سكوت بر لب زدى ومانند چوب خشك در سرير خود ويا قالب بىروح بماندى تا آن مخدره خود فراغت پيدا كردى واين خود كرامتي بزرگ از آن مخدره است ؛ چنانكه خداوند متعال در حقّ أنبيا وأوليا در چنين مقامات واثبات حقوق خويش عادت بر اين رفته است ودر مجلس يزيد همين شأن ومقام را آن مخدره دارا بود ودر اين امر با حضرت علي بن الحسين عليه السلام وقرائت خطبه در منبر دمشق شام متساوي بوده واگر كرامت آن مخدره نبود ، يزيد با آن كبر وخيلاء ودماغ نخوت وبغض وعداوت ومستى شراب وسلطنت وقهر وغلبه هرگز رضا ندادى كه استماع شطرى از آن خطبه بنمايد ؛ ولى نفس أو در آن حال مقهور بود . -